تئوری X ، Y و تئوری Z
مفروضات تئوری X
1- اکثر انسانها ذاتاً تنبل،بی استعداد و از کار نفرت دارند و یا نسبت به آن بي ميل هستند.
2- اکثر انسانها از قبول مسئولیت گریزانند و ترجیح می دهند که تحت هدایت شخص دیگری قرار گیرند و مجری دستورات دیگران بوده تا تصمیم گیرنده .
3- انسان ها را بايد از طريق تهدید و اجبار ترساند تا براي رسيدن به اهداف سازماني تلاش كنند، در این گروه افراد باید از مشوقهای مادی و اقتصادی و امنیت شغلی استفاده کرد .
4- اکثر انسانها باید تحت کنترل دقیق قرار گیرند چون معمولاً افراد از علاقه کافی برای کار برخوردار نیستند.
5- قابلیت خلاقیت و نوآوری برای حل مسائل فقط در تعداد محدودی از افراد یافت می شود که به مشاغل مدیریت و رهبری می پردازند .
رفتار مديران در تئوری X
- مديران به كاركنان اطمينان ندارند و با کنترل شديد و محدود كننده يك فضاي ترس به وجود مي آورند.(به عنوان مثال نصب دوربین بالای سر کارکنان)
- اين مديران اعتقاد دارند كه هر چيزي بايد به سرزنش يك نفر ختم شود.
- اين مديران فكر مي كنند كه تنها هدف كاركنان از كاركردن، پول است.
- اين مديران در مواجهه با بروز هر اتفاق ناخوشايند سازماني، ابتدا كاركنان را سرزنش مي كنند بدون اينكه از خود بپرسند كه آيا ممكن است سيستم ها، سياست ها، نبود آموزش يا سوء مديريت، خودش سزاوار سرزنش باشد.
مفروضات تئوری Y
1- کار به طور طبیعی مانند بازی است و مفرح و خوشايند می باشد.
2- كنترل بالادست و ترس از تنبيه تنها ابزار به تلاش واداشتن افراد براي دستيابي به اهداف سازماني نيستند. کنترل را می توان به خود افراد واگذار کرد؛ در واقع شیوه خود کنترلی مؤثرتر از کنترل بالا و از طریق دیگران است.
3- انسان ها مسئولیت پذیرند و با اشتیاق به دنبال پذیرش مسئولیت می روند و بر حسب حس تعهد در دستيابي به اهداف محوله، نوعي خود هدايتي و خودكنترلي از خود نشان مي دهند.
4- تحت شرايط مناسب، انسان معمولي ياد مي گيرد كه نه تنها مسئوليت قبول كند بلكه خود به دنبال آن باشد.
5- ظرفيت استفاده از قوه تخيل، هوش، و خلاقيت در حل مسائل سازماني به صورت گسترده بين همه كاركنان وجود دارد و فقط در اختيار يك عده خاص نيست.
6- اگر افراد به کار خود علاقه داشته باشند، به طور مناسبی برانگیخته شده و این حس رضایت درونی بهترین پاداش برای افراد است و شیوه خودکنترلی مؤثرتر از کنترل توسط دیگران است.
رفتار مديران تئوری Y - اين مديران فضاي اعتماد در سازمان به وجود مي آورند.
- با زيردستان خيلي راحت و صميمانه ارتباط برقرار مي كنند.
- در رابطه مافوق و زيردست، تفاوتها را به حداقل مي رسانند.
- ایجاد فضايي برای توسعه قابليت ها و بهره مندی از آنها ایجاد می کنند .
- نظرات كاركنان را در تصميم گيري مشاركت مي دهند.
ویژگیهای سبکهای مورد استفاده مدیران، بر مبنای مفروضات x و y
ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه x | ویژگیهای سبکهای مدیریت بر مبنای پیش فرضهای نظریه y | ||
1 | تأکید بر تمرکز و تصمیم گیری متمرکز | 1 | تأکید بر عدم تمرکز و استقلال واحدهای سازمانی |
2 | تأکید بر کنترل منابع | 2 | تأکید بر ارزیابی نتایج |
3 | مدیر مداری و ایفای نقش رهبری توسط مدیران | 3 | کارمند مداری و ایفای نقش حمایتی توسط مدیران |
4 | استفاده از مشوق های خارجی | 4 | استفاده از مشوقهای درونی شغل |
5 | توقع حصول نتایج کوتاه مدت | 5 | توقع حصول نتایج بلند مدت |
6 | استفاده از ساز و کار های کنترل توسظ دیگران | 6 | استفاده از ساز و کار های کنترل درونی |
7 | تدکید بر استفاده صرف از امکانات و ظرفیتهای موجود | 7 | کوشش برای توسعه منابع و افزایش ظرفیت تولید و خدمات |
8 | تأکید بر ضرورت رفع تضاد میان منافع افراد | 8 | پذیرش امکان وجود وحدت و همکاری در میان کارکنان (یا حداقل وجود منافع متقابل) |
9 | دارای رویکرد مدیریت علمی و یا انسان اقتصادی | 9 | دارای رویکرد روابط انسانی و انسان اجتماعی |
بر اساس این نظریه، مدیران با توجه به مفروضاتی که در مورد انسان دارند، به هدایت کارکنان می پردازند و سبکی را برای رهبری انتخاب می کنند که متناسب با مفروضات مذکور باشد .مگ گریگور بر این باور بود که مدیران باید نگرش خود به انسان را بر مبنای مفروضات نظریه y قرار دهند؛ به همین دلیل، آن گروه از مدیران که مفروضاتی مبتنی بر نظریه x دارند را به تغییر مبانی نگرش فرا می خواند.به نظر وی اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه x باشد، با کارکنان خود نیز با همان نگرش رفتار خواهد کرد؛ از این رو، چنین مدیری از ساز و کارهای کنترل تفصیلی بهره می گیرد و برای ایجاد انگیزه در کارکنان، صرفاً از محرکهای مادی استفاده می کند;در حالی که اگر نگرش مدیر مبتنی بر مفروضات نظریه y باشد، می تواند هدفهای فردی و سازمانی را تلفیق کند.چنین مدیری برای تلفیق هدفهای مذکور به کارکنان خود آزادی عمل بیشتری می دهد، خلاقیت و نوآوری را تشویق می کند، کنترل را به حداقل می رساند، و برای جذاب تر کردن کار و ارضای نیازهای سطوح عالی تر کارکنان می کوشد. تحت چنین شرایطی، کارکنان نیز تعهد بیشتری نسبت به سازمان خواهند داشت. البته مک گریگور نیز می دانست که برخی از کارکنان نابالغ، در ابتدای کار به کنترل بیشتری نیاز دارند تا به بلوغ کافی دست یابند و شایستگی آن را پیدا کنند که با آنها بر مبنای نگرش مبتنی بر نظریه y رفتار شود.
تئوری Z
تئوری X و Y تئوری است در رفتارسازمانی و مدیریت منابع انسانی که توسط داگلاس مگ گریگور ارائه شده است و نگرش مدیران در مورد انسان (کارکنان) را به دو گروه تقسیم کرده است و به جهت اجتناب از پیش داوری، این دو گروه ،با دو حرف X و Y مشخص شده است.
اما تئوری Z این تئوری بر مبنای مدیریت ژاپنی توسط ویلیام اوچی ارائه شده است که این تئوری بر افزایش وفاداری کارکنان به شرکت، افزایش اشتغال پایدار، افزایش بهره وری و رضایت کارکنان و فراهم کردن شغلی برای زندگی با تمرکز بر رفاه کارکنان تاکید دارد.
ویژگی های تئوری Z
- اعتماد متقابل و پیوند قوی بین سازمان و کارکنان
- مشارکت کارکنان
- سیستم کنترل غیر رسمی
- توسعه منابع انسانی
- استخدام بلند مدت
یکی از محدودیت ها و نقاط ضعف این تئوری آن است که تئوری Z بر مبنای سبک مدیریت ژاپنی می باشد و این سبک ها با توجه به فرهنگ منحصر به فرد کشور ژاپن تکامل یافته است ، بنابراین ممکن است این تئوری در فرهنگ های مختلف قابل اجرا نباشد.
این وبلاگ توسط بابک اسدی دِزَکی مشاور رسمی نظام صنفی رایانه استان اصفهان، مشاور فناوری اطلاعات و ارتباطات و سیستم های اطلاعاتی، مدیریت منابع انسانی و توانمند سازی و مدرس دانشگاه جهت ارائه سوابق و تجربیات و نیز مقلات علمی خود ایجاد گردیده.