CEO مدیریت اجرایی و مفاهیم مرتبط با CEO , CFO , COO , CMO , CTO
یکی از واژگان پر کاربرد و دهن پر کن امروزی که در اکثر رزومه های اشخاص مدیریتی به چشم می خورد، اصطلاح CEO می باشد. این اصلاح خلاصه شده سه واژه C Chief، F Executive و O Officer باشد که معادل فارسی آن مدیرعامل،مدیرعامل اجرایی و یا مدیریت اجرایی می باشد.در کنار این اصطلاح اصطلاحات و مفاهیم دیگری همچون CEO , CFO , COO , CMO , CTO مطرح می باشد که در ادامه به اختصار توضیح داده خواهد شد.
قبل تشریح این مفاهیم لازم است بدانیم که حرف C در تمامی کلمات فوق مخفف Chief به معنای رئیس یا مدیر میباشد و O نیز که در انتهای کلمه میآید مخفف Officer به معنای صاحب منصب میباشد و حرفی که در وسط قرار میگیرد نشاندهنده حوزه فعالیت فرد مورد نظر بوده به طور مثال در مدیر ارشد مالی (CFO) که F مخفف Finance میباشد.
CEO یا Chief Executive Officer چیست؟
واقعیت این است که مدیر عامل، رئیس همه و مسئول همه چیز است. او راهبرد استارتاپ را تعیین میکند. کارمندان را استخدام کرده و تیم ارشد را تشکیل میدهد. درمورد نحوهی تقسیم منابع تصمیم نهایی را میگیرد، و همان کسی است که تصویر چهرهاش روی جلد مجلات میرود او دارای وظایف و نقش هایی است که برای تصدی این جایگاه بایستی دارای توانایی ها و مهارت هایی باشد.
از جمله اصلی ترین وظایف مدیریت می توان به برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و هدایت و نیز کنترل و نظارت اشاره نمود که بر اساس نظر روتر گیولیک می توان به مدل POSDCORB که مخفف 7 وظیفه مدیریت است توجه نمود.
مدیر عاملها باید دارای مهارت فنی و تخصصی، ارتباطی و ادارکی بوده و توانایی های جسمی و ذهنی مانند تسلط بر جزئیات روزانه و توانایی تصمیمگیری برای تعیین مسیر صنعت و کسب و کار خود باشند. همچنین مدیر عامل دارای نقش ارتباطی، اطلاعاتی و کارآفرینی یا تصمیم گیرنده نیز داشته تا بتوانند درمورد بهترین مسیر شرکت برای در دست گرفتن اوضاع آیندهی بازار تصمیم بگیرند.
با اینوجود مهارت کلیدی مدیر عامل در مدیریت منابع انسانی است تا بتواند در استخدام و اخراج کردن افراد نقش اصلی را ایفا نماید. تیم مدیریتی درست میتواند ضعفهای مدیر عامل را پوشش دهد. مدیر عامل میتواند راهبرد تعیین کرده، آینده را پیشبینی و بودجه را کنترل کند، اما اگر تیم درستی را به خدمت نگیرد، باید خودش بر همه چیز احاطه داشته باشد. پس باید بتواند بهترینها را شناسایی و استخدام کند، آنهایی را که به درد کار نمیخورند اخراج نموده، و میان این دو حالت کنترل اوضاع را در دست بگیرد.
وقتی برای مدت درازی در چاه مشکلات سازمانی (درونی و برونی) و جزئیات گیر افتادهاید و نمیتوانید خودتان را خلاص کنید، میدانید که به یک مدیر عامل حرفهای نیاز دارید. مدیرعامل درمورد مقصد سازمان و افراد و فرآیندهای لازم برای رسیدن به آن و نحوهی کار در بازار فعلی، تأمل میکند. اگر جزئیات را به راهبرد ترجیح میدهید، یا تفکرتان را تغییر دهید یا مدیر عامل استخدام کنید تا این کار را برایتان انجام دهد.
CEO در یک کمپانی بلند مرتبهترین مقام اجرایی است. آنها اهداف بلند مدت کمپانی را مشخص و اطمینان حاصل میکنند که کارمندان جهت تحقق آنها کار میکنند. مدیران اجرایی استارتآپها نسبت به کمپانیهای بزرگ اغلب در اعمال روزانه درگیر هستند. مدیران عامل اجرایی موفق معمولا ارتباطات و مدیریت قوی و مهارتهای بالایی برای حل مشکلات دارند. ارتقا به مدیر عامل اجرایی مستلزم یک مدرک مرتبط با بیزینس و چندین سال سابقه در مدیریت است سابقه مدیریتی در مدیر عملیاتی (COO) که متمرکز به اعمال روزانه استو مدیر ارشد مالی (CFO) که دارایی امور مالی کمپانی را کنترل میکند.
COO یا Chief Operating Officer چیست؟
مدیر ارشد عملیات، جزئیات پیچیدهی شرکت را در سطح عملیات مدیریت میکند. مدیریتی که بیشتر با کارکنان بخش عملیات و لایه های اجرایی که ارتباط مستقیم با ارباب رجوع و مشتری در بخش خدمات و ارتباط با محصول در بخش تولیدی می باشد ارتباط دارد. مدیر ارشد عملیات اطمینان حاصل میکند که کسب و کارش میتواند هر روز ارائه خدمات بدهد. وی آنچه نیاز به ارزیابی دارد را میسنجد تا بگوید که آیا اوضاع خوب پیش میرود یا خیر. بعد تیمش سیستمهایی ایجاد میکنند تا این سنجشها را پیگیری کرده و درصورت بروز مشکل، اقدام اصلاحی نموده و یا مدیریت مافوق و ارشد را در جهت رفع مشکل مطلع نمایند.
در یک کسب و کار خرده فروشی کوچک، مدیر فروشگاه عملاً همان مدیر ارشد عملیاتی است. وقتی کار را در چند جنبه توسعه میدهید یا وقتی اطمینان یافتن از عملیات راحت و روان به بخش مهمی از کارتان تبدیل میشود، زمان استخدام یک نفر فرا رسیده که از سنجش و اندازهگیری، عملیات و جزئیات لذت ببرد.
CFO یا Chief Finance Officer چیست؟
به بیان صاف و ساده، مدیر ارشد مالی شما با پول سروکار دارد. آنها بودجه و راهبردهای مالی را فراهم میسازند، و تعیین میکنند که برای کسب و کارتان بهتر است اجاره کنید یا بخرید. بعد سیستمهای کنترلی ایجاد میکنند که بر سلامت , و انضباط مالی شرکت شما نظارت دارند.
مدیر ارشد مالی «آدم بده» است که به شما اجازه نمیدهد تجهیزات ویدیوکنفرانس گران قیمتی را که به تازگی دیدهاید بخرید و درعوض مجبورتان میکند وام تجاری خود را تسویه کنید. وقتی افسرده از بابت این وضعیت در دفتر خود نشستهاید، CFO مشغول کشف راه های درآمدی و کسب سود بیشتر شرکت بوده تا بتواند نیازهای شما را تامین مالی نماید.
حرفم را باور کنید، خودتان خواهید دید که چه زمانی به یک CFO نیاز دارید. آیا شبها بیدار میمانید و درمورد اعداد و ارقام خیالبافی میکنید؟ نه؟ پس باید کسی را بیابید که این کار را انجام دهد. شما کسی را میخواهید که کادوی تولد رؤیاییاش یک ماشین حساب و یک دفتر خالی باشد. پول، خون جاری در کسب و کار شماست، جریان نقدینگی همهچیز است. اگر فرق میان جریان نقدینگی و سود را نمیدانید به طرف نزدیکترین تلفن رفته و برای خودتان یک CFO پیدا کنید.
CMO یا Chief Marketing Officer چیست؟
اخیراً، شرکتها یک کارشناس بازاریابی را در سطح مدیریت به کادر خود افزودهاند، نه صرفاً در سطح معاونت و دلیلش ساده است: صحنهی نبرد فعلی کسب و کارها بیشتر بر سر بازاریابی است، پس راهبرد شرکت اغلب با راهبرد بازاریابی رابطه دارد CMO .مسئول راهبرد بازاریابی است -که غالباً راهبرد فروش را هم شامل میشود- و بر پیادهسازی آن نظارت دارد.
این جایگاه شغلی می تواند به صورت فعالیت یک مشاور و یا یک همکار نزدیک شما که اشراف کامل به زنجیره تامین، تولید و فروش کالاها و خدمات سازمان یا شرکت شما دارد به کار گرفته شود.
CMO پشت و روی صنعت شما را میداند و شما را در جا انداختن محصولتان، متمایز کردن آن از محصولات رقبا و تهیهی فهرستی از توزیعکنندگان یاری نموده و اطمینان حاصل میکند که مشتریان در جریان محصول شما قرار گرفته و خواهان آن بشوند.
اگر کسب و کار شما عمدتاً مبتنی بر بازاریابی است، پس به یک CMO نیاز دارید. ممکن است این فرد خودتان باشید و خوب انجامش بدهید، اما فقط درصورتی که وقت کافی برای انجام مابقی کارهایتان را داشته باشید. درغیراینصورت، باید دنبال کسی بگردید که بداند چه چیزی جذاب است و چه چیزی نیست.
CTO یا Chief Technology Officer چیست؟
استفاده از فناوری به وِزه فناوری های روز در هر عرصه کاری به صورت عام یا خاص مانند فناوری اطلاعات یکی از مهمترین مواردی که موثر در موفقیت سازمان ها بوده و این موفقیت حاصل نمی شود مگر با حضور نیروی انسانی متخصص و آگاه در این حوزه می باشد. یک CTO باید پابهپای جریانهای فناوری پیش برود، آنها را در راهبرد شرکت بگنجاند، و حتماً بهموقع شرکت را در جریان قرار دهد. آنها نباید اسباببازیهای جدید و فناوریهای پیشرو را صرفاً به این دلیل بخرند که جدیدترین و عالیترین چیزی است که وجود دارد. اگر فناوری روی راهبرد کسب و کار یا صنعت شما تأثیرگذار است، به یک CTO نیاز دارید.
این وبلاگ توسط بابک اسدی دِزَکی مشاور رسمی نظام صنفی رایانه استان اصفهان، مشاور فناوری اطلاعات و ارتباطات و سیستم های اطلاعاتی، مدیریت منابع انسانی و توانمند سازی و مدرس دانشگاه جهت ارائه سوابق و تجربیات و نیز مقلات علمی خود ایجاد گردیده.