مصاحبه روزنامه اصفهان امروز به مناسبت روز روابط عمومی و ارتباطات و به بهانه انتخاب روابط عمومی هواشناسی استان اصفهان به عنوان روابط عمومی برتر استان در 1384

هواشناسي يكي از پديده‌هاي مدرن در دنيا محسوب مي‌شود و به يقين مي‌توان گفت هر انساني مايل است درباره وضعيت آب و هوايي كشورش بداند؛ اينكه چه وقت بارش است يا تابش و يا اينكه مي‌تواند به سفر برود يا خير و خيلي موارد ديگر.

جمع اين موارد وقتي كه قرار است به مخاطب عرضه شود كار را قدري دشوار مي‌كند. چون عرضه شدن اطلاعات غالباً از طريق ابزار رسانه انجام مي‌شود و وظيفه‌اي است بر عهده روابط‌عمومي‌ها. هر دوي اين مسائل يعني با يك علم نوين و پديده نوظهور به اسم روابط‌عمومي، بايد يك علم نوين ديگر را معرفي كرد و به همه اين دلايل روابط‌عمومي اداره هواشناسي قطعاً رسالت خطيري را بر عهده دارد.

در روابط‌عمومي اين اداره بابك اسدي دزكي به عنوان يكي از مديران جوان روابط‌عمومي شهر اصفهان فعاليت دارد. او از سال 1384، به اين سمت گمارده شده و تاكنون توانسته با به خدمت گرفتن علم روابط‌عمومي ديجيتال و اشراف بهIT، در فضاي مجازي خدمت شاياني را عرضه كند و جوايز متعددي را در اين زمينه از آن خود و اداره‌اش نمايد. از ميان اين جوايز مي‌توان به كسب رتبه برترين روابط‌عمومي‌ها در زمينه هواشناسي در ايران و مقام نخست روابط‌عمومي‌هاي استان اصفهان از طرف انجمن فرهنگي روابط‌عمومي‌ها اشاره كرد.

او همواره در صحبت‌هايش روابط‌عمومي را بيروني‌ترين لايه يك سازمان مي‌داند كه بيش از بقيه ديده مي‌شود و تأثيرگذار و تأثيرپذير است.

اين كارنامه و لزوم اهميت بحث‌هاي مخاطب‌شناسي در اين زمينه انگيزه‌اي مي‌شود براي مصاحبه با اسدي كه در ادامه مي‌خوانيد.

فكر مي‌كنم جنس فعاليت شما را در سازمان هواشناسي بتوان به دو بخش عمده تقسيم كرد؛ يكي گرفتن اطلاعات و تحليل آنها كه قسمت تخصصي و اول است و دوم بخش ارائه اطلاعات كه گرچه بخش دوم است اما اطلاع‌رساني به مردم است. اين جنس متفاوت از كار سبب مي‌شود در سازمان شما همه در خصوص مخاطب، تعريف خاص خود را داشته باشند، به خصوص اينكه رويكرد صدا و سيما به مسئله هواشناسي ظرف سال‌هاي اخير بسيار بهبود يافته است. لطفاً شما از زاويه ديد خودتان اين مسئله را تشريح كنيد.

با حرف شما در اين خصوص تا حد بسيار زيادي موافقم. چون ما همه اين بخش اول يعني دريافت و تحليل اطلاعات را براي بخش دوم انجام مي‌دهيم كه همان عرضه اطلاعات است. اين امر مهم در اداره ما تا حد اعلايي جا افتاده چون ماقاطعانه شاهد هستيم مخاطب همه چيز ماست و منتظر است تا اطلاعات موردنيازش را از زبان گوينده و مخبر وضعيت آب و هوا بشنود. اما مهمترين قسمت همان بخش پاياني است، يعني وقتي مجري و كارشناس هواشناسي بخواهد از وضعيت بارش و يا تابش بگويد. ببينيد بيشتر شدن شبكه‌هاي تلويزيوني در ايران نكات مفيد فراواني داشت كه يكي از آنها بيشتر شدن بخش‌هاي خبري بود. همانطور كه حتماً ديده‌ايد بخش‌هاي مربوط به هواشناسي هم با اجراهاي بسيار متنوع همكاران پخش مي‌شود، به عنوان مثال آقاي اصغري يكي از بهترين مجريان در اين خصوص است و من شخصاً‌ديده‌ام در دورترين نقاط كشور و يا حتي ايرانيان خارج ا ز كشور او را مي‌شناسند. همه اينها گواه اين مطلب است كه بحث مخاطب براي ما بسيار جدي است و اين مسئله ارتباط ما را با مخاطب بيشتر مي‌كند. اين كار هم به نوعي ما را هر روز با مخاطب‌شناسي و شناخت تازه‌اي روبرو مي‌سازد.

اينكه شما هر روز با مخاطب روبرو هستيد و مي‌توانيد با اوارتباط داشته باشيد هم به نوعي هنر است. اين هنر مخاطب‌شناسي هم در كنار پديده نوين هواشناسي و علم جديد روابط‌عمومي، شما را ناگزير مي‌كند كه در همه زمينه‌هاي ارتباطي‌تان به روز باشيد و براي دست يافتن به اين مهم لابد تعريف خاصي از كارتان داريد. آن تعريف چيست؟

به عقيده من روابط‌عمومي به سلسله رفتارهايي‌گفته مي‌شود كه خودجوش است؛ فعاليت‌هايي كه فرآيندهاي ارتباطي و اطلاعاتي را خوب مي‌شناسد و مي‌تواند تأثير و مقدار آن را سمت و سو بدهد. اما آن تعريف از مخاطب كه گفتيد باز به نظر من يعني شناخت حداقل‌ها و حداكثرها از جامعه‌اي كه به عنوان نقطه هدف در نظر گرفته‌ايم. در صورتي كه ما هنگامي كه محدوده حداكثر و حداقل را شناختيم مي‌توانيم بر روي اين مخاطب‌شناسايي شده تأثير بگذاريم.

و آن بخش از مخاطب شناسايي شده را ؟

آنها هم در واقع بخشي از جامعه مخاطبان ما هستند؛ مخاطبان ناهمگون. اشراف به همه مخاطبانِ شناخته و شناسايي شده سبب مي‌شود بتوانيم آن بخش از مخاطبان را هم شناسايي كنيم و در جامعه هدف جاي بدهيم.

تا اينجا درباره روابط‌عمومي‌ها و در واقع مخاطب‌شناسي از طرف روابط‌عمومي‌ها حرف زديم. اما بايد اعتراف كرد كه يك رابطه حتي با فرض دانستن و دارا بودن اين دانش و علم هم درباره مخاطب و هم درباره روابط‌عمومي در صورتي مي‌تواند اين ديدگاه‌ها و نگره‌ها را اجرايي و عملياتي كند كه در را‡س آن سازمان و اداره، فردي كه به عنوان رئيس نشسته همين ديدگاه و تفكرات را داشته باشد. آيا شما با اين مسئله موافق هستيد؟

بله صددرصد. گرچه معتقدم روابط‌عمومي ماهيتاً مستقل است. ولي متأسفانه در بسياري جاها ديدگاه‌ها و تفكرات سنتي و رئيس و مرئوسي حاكم است و در واقع عملكرد همه نفرات در يك سازمان، نهاد و اداره همان است كه رئيس مي‌شناسد و مي‌داند. اما يك نكته مهم هم ضروري است كه بايد گفت. براي مشاغلي مثل هواشناسي كه ماهيتاً و ذاتاً علم نوين و به روزي است، اين مسئله حل شده است. يعني اگر يك رئيس يا معاون در جايگاهي اينچنين در محلي اشتغال مي‌يابند كه آن محل جايگاه يك پديده نوين است قطعاً خود اين افراد هم داراي تفكرات و انديشه‌هاي نوين و مدرني هستند و در اين راستا طبيعي است كه روابط‌عمومي در اداره هواشناسي وضعيتي به مراتب بهتر از ديگر روابط‌عمومي‌ها داشته باشد، از لحاظ ديد رئيس اداره به آن. اما اين مسئله را هم قبول دارم كه نگرش‌هاي مديريتي سال‌هاست در اين حيطه احاطه دارد و در بسياري از روابط‌عمومي‌ها اين مدير است كه تعيين كننده بحث عملكردي روابط‌عمومي است.

براي اين روابط‌عمومي‌ها چه پيشنهادي داريد؟ يعني تأثيري كه يك روابط‌عمومي مي‌تواند بر مدير داشته باشد؟

ببينيد، در وهله اول اين مسئله و تأثيرگذاري كه شما از آن حرف مي‌زنيد نيازمند شناخت از رئيس اداره است و سپس اشراف بر علم روابط‌عمومي. چون به هر حال در بخش تأثيرگذاري هم، رئيس به شكلي جزو مخاطبان است، ولي با ديگر مخاطبان فرق دارد. اما شك نكنيد كه مي‌توان بر رئيس هم تأثيرات به سزايي گذاشت. ولي چند نكته در اين خصوص خيلي ضروري به نظر مي‌رسد. به نظر من پيش از هر چيز بايد ببينيم رئيس اداره‌مان تغييرپذير هست يا خير؟ چون اگر او تغييرپذير نباشد و جزء افرادي باشد كه در مقابل تغيير، مقاومت فراوان مي‌كند نبايد روي آن كاركرد و انتظار تغيير داشت؛ چون روي عملكرد اداره و همه تأثير مي‌گذارد. رئيس يك طرف اين معادله است كه نمي‌خواهد تغيير كند و مسئول روابط‌عمومي كه مي‌خواهد او را تغيير دهد، يك طرف ديگر. در اين صورت وقت و انرژي بسيار زيادي صرف مي‌شود. اما اگر ديديم كه نگاه رئيس را مي‌توان تغيير داد بنابراين بايد با اعتمادسازي، نظر او را جلب كرد و سپس در پروسه‌اي طولاني و صددرصد علمي باعث تغيير ديدگاه‌هاي او شد. در يك جمع‌بندي مي‌توان گفت هستند مديراني كه ذاتاً روابط‌عمومي‌اند، ذاتاً اهل انتشار اطلاعات و ارتباطات هستند و اين مدير هم براي روابط‌عمومي‌ها يك توفيق اجباري است.

حالا به نظر شما مشكل اصلي و اساسي روابط‌عمومي‌ها همين است؟ صرفاً نگاه‌هاي مديريتي يا سنتي؟

همين دو مسئله است كه ديگر مشكلات را هم در پي دارد، مثلاً همين مسئله‌اي كه درباره نحوه قرار گرفتن روابط‌عمومي‌ها در چارت ادارات است و يا مثلاً كساني كه در روابط‌عمومي‌ها هستند. چرا كه برخي معتقدند بيكارها و كساني كه كاري بلد نيستند بايد بيايند روابط‌عمومي شوند. از بين بردن اين دست معضلات و مشكلات كه گريبان روابط‌عمومي را گرفته است، سال‌هاي سال تحقيق و برنامه‌ريزي مي‌خواهد تا چالش‌هاي موجود در روابط‌عمومي‌ها مرتفع شود.

روزنامه نصف جهان اصفهان